تقصیر شما نیست. این طراحیِ مکانیزم است
اولین دلداریِ خوبی که برایتان دارم: شما احمق نیستید. مغزتان دقیقاً همان کاری را میکند که مغز هر آدمی در این شرایط میکند. بهتر است عملکردش را بشناسید، چون این مکانیزم با من هم در طول این سالها همین کار را کرد. خوب دقت کنید.
روانشناسی یک پدیدهی قدیمی و بسیار مهم دارد که اسمش را گذاشتهاند تقویت متناوب. بی. اف. اسکینر در دههی ۱۹۵۰ یک کبوتر را در جعبهای گذاشت که یک اهرم داشت. کبوتر اهرم را میزد و دانه میگرفت. اسکینر سه حالت را امتحان کرد.
حالت اول: هر بار که اهرم زده میشد، دانه میآمد. کبوتر خیلی زود یاد گرفت. ولی روزی که دانه قطع شد، بعد از چند بار تلاش دست کشید. منطقی بود: دیگر چیزی نمیداد.
حالت دوم: دانه با نظم میآمد، مثلاً هر ده بار یک دانه. کبوتر ریتم را فهمید و فقط به اندازهی لازم اهرم میزد.
حالت سوم (حالت مد نظر ما)، همان که همه چیز را عوض کرد: دانه گاهی میآمد و گاهی نمیآمد، بدون هیچ نظمی. گاهی بعد از دو بار، گاهی بعد از پنجاه بار. نتیجه بسیار عجیب بود. کبوتر در این حالت از همهی حالتهای دیگر دیوانهوارتر اهرم را فشار میداد. و قسمتِ خیلی مهمتر و البته غمانگیز: وقتی اسکینر دانه را کاملاً قطع کرد، کبوتر هزاران بار دیگر هم اهرم را زد. چون مغزش یاد گرفته بود که “شاید دفعهی بعد”. و هیچ دلیلی برای توقف پیدا نمیکرد، چون قبلاً هم بیدلیل جواب گرفته بود.
کازینوها اسلاتماشین را دقیقاً روی حالت سوم ساختهاند. نه هر بار برنده، نه با نظم، بلکه گاهبهگاه و غیرقابل پیشبینی. و بازار برای یک معاملهگر خرد، به شکل طبیعی و بدون اینکه کسی آن را طراحی کرده باشد، همان حالت سوم است. شما از اهرم استفاده میکنید، یعنی معامله میکنید. گاهی دانه میآید، گاهی نمیآید، متأسفانه بدون نظمی که بشود فهمید. و مغز شما همان کاری را میکند که مغز آن کبوتر کرد: حتی وقتی ماههاست چیزی نمیگیرید، به زدن ادامه میدهید، چون یک بار بیدلیل سود گرفتهاید و فکر میکنید دفعهی بعد نوبت شماست.
به طور مثال شما یک معاملهی خوب میگیرید، یک هفتهی سبز دارید، در یک ماه سرمایهی خود را دو برابر میکنید. اینجا مغزتان نمیگوید “تصادف بود”. میگوید “دیدی؟ میشه. فقط باید دوباره تکرارش کنم.” بعد ضرر میآید. و باز مغزتان نمیگوید “روش غلط است”. میگوید “حتماً من غلط اجرا کردم.” این دقیقاً همان جملهای است که مدرسها هم به شما یاد دادهاند بگویید: روش درست است، تو مشکل داری. روانشناسی. دیسیپلین. مدیریت سرمایه. اسمهایی که روی یک شکاف گذاشتهاند تا شما به جای شک کردن به ساختار، به خودتان شک کنید.
و این سیکل منفی اینجاست. ضرر، شک به خود، دورهی جدید، سبک جدید، یک ماه سبز، امید، ضررهای بزرگتر، شک به خود. از پرایس اکشن به ICT، از ICT به عرضه و تقاضا، از آنجا به اسمارت مانی، به سشن نیویورک، به تایم یک دقیقه. هر بار یک “بالاخره فهمیدم”. هر بار یک شارژ دوبارهی حساب. و هر بار یک نفر آن طرف نشسته که از همین شارژ دوبارهی حساب شما سهم میگیرد.