اصلی
بیشتر
استیتمنت زندهLIVEEnglishمشاورهٔ تخصصی
HomeSystem
سیستم مکانیکی · معماری، نه پارامتر

سیستم چیست، چرا رایگان نیست،
و بعد از کارگاه چه می‌شود

معماری یک سیستم صددرصد مکانیکی، بدون پارامترهایش. و قولی که هر معامله آن را می‌سنجد.

روش‌شناسیمرجع⏱ ۱۰ دقیقه مطالعهپیش‌نیاز: دادگاه حقیقت
01

چه چیزی ارائه می‌کنم

من یک سیستم معاملاتی صددرصد مکانیکی دارم که بیش از چهار سال است روی حساب واقعی اجرا می‌شود و تک‌تک معاملاتش در Myfxbook ثبت است. صددرصد مکانیکی یعنی ورود، حد ضرر، حد سود و حجم از قوانین نوشته‌شده می‌آیند و هیچ‌کدام به تشخیص لحظه‌ای من واگذار نمی‌شود. اگر من و شما قوانین را داشته باشیم و یک چارت را نگاه کنیم، به یک معامله می‌رسیم، یا هیچ‌کدام به معامله‌ای نمی‌رسیم. حالت سومی وجود ندارد.

این سیستم قابل آموزش است. ولی برای همه نیست، و رایگان هم نیست. در این صفحه توضیح میدهم چه چیزی هست، چه چیزی را منتشر نمی‌کنم و دلیل عدم انتشار، و بعد از کارگاه دقیقاً چه اتفاقی برای شما می‌افتد.

02

یک ایده، چند زیرسیستم

کل سیستم روی یک نگاه بنا شده: قیمت یک مرکز ثقل دارد و دور آن لایه‌هایی با فاصله ثابت کشیده شده. مرکز ثقل یک میانگین متحرک روی تایم‌فریم یک‌ساعتهٔ US30 است. لایه‌ها فاصله‌هایی از پیش تعیین‌شده از این مرکز هستند که در این چهار سال یک بار هم عوض نشده‌اند. سیستم کاری جز این نمی‌کند که بپرسد: قیمت الان نسبت به مرکز و لایه‌ها کجاست، و قبلش کجا بوده؟

از همین نگاه، چهار زیرسیستم بیرون می‌آید که دو خانواده دارند:

خانوادهٔ بازگشتی: وقتی قیمت تا لایهٔ دور کشیده شده و بعد به سمت مرکز ثقل برمی‌گردد. دو زیرسیستم اینجا کار می‌کنند، یکی با انتظار برای بسته شدن کندل تأیید و یکی که در مرز بحرانی بدون هیچ انتظاری عمل می‌کند.

خانوادهٔ ادامه دهنده در جهت روند: وقتی قیمت از لایه عبور می‌کند و به جای برگشتن، ادامه می‌دهد. دو زیرسیستم اینجا کار می‌کنند، و یکی از آن‌ها قانونی دارد که در هیچ سیستم مکانیکی دیگری وجود ندارد: اگر معامله‌ای با حد ضرر بسته شود، این ساب سیستم قفل می‌شود و تا وقتی قیمت دوباره خودِ مرکز را لمس نکند، حق صدور معاملهٔ جدید ندارد. سیستم یک حافظه دارد اجازه ضرر پشت ضرر در یک جهت را نمیدهد.

همهٔ چهار ساب سیستم یک مورد مشترک دارند: معامله همیشه به صورت سفارش از پیش ثبت‌شده (پندینگ اوردر) ستاپ می‌شود و حد ضرر و حد سود همان لحظهٔ ثبت سفارش کاملا مشخص است. بعد از آن هیچ‌چیز جابه‌جا نمی‌شود.

03

ساب سیستم شماره یک، قدم به قدم

برای اینکه ببینید “مکانیکی” یعنی چه، یکی از زیرسیستم‌ها را توضیح میدهم. برای حالت خرید متصور میشویم، حالت فروش دقیقاً برعکس یا آینه همین است.

ناحیهٔ ممنوعه (وتوی اول) لایهٔ بالا مرکز ثقل لایهٔ پایین ۱ شارژ: لمس لایهٔ پایین ۲ تأیید: بسته شدن بالای مرکز فاصلهٔ اندازه‌گیری ۳ سفارش پندینگ (ورود) حد سود حد ضرر نمودار انتزاعی است. فاصله‌ها، نسبت‌ها و دوره‌ها عمداً بی‌مقیاس‌اند.
زیرسیستم یک، حالت خرید: شارژ، تأیید، سفارش. هر سه حد همان لحظهٔ ثبت سفارش معلوم است.
  1. 1

    قدم اول، شارژ. قیمت باید اول به لایهٔ پایینی برسد و آن را لمس کند. تا این اتفاق نیفتاده، هیچ‌چیز شروع نشده، هر چقدر هم چارت “خوب به نظر برسد”.

  2. 2

    قدم دوم، تأیید. قیمت باید برگردد و یک کندل یک‌ساعته بالای مرکز ثقل بسته شود. دقت کنید نه سایه، نه مثلا لمس به طور کاملا واضح فقط بسته شدن.

  3. 3

    قدم سوم، سفارش. از لایه تا سقف همان کندل تأیید یک فاصله اندازه گرفته می‌شود. نقطهٔ ورود با یک نسبت ثابت بالاتر از سقف آن کندل قرار می‌گیرد، حد ضرر با یک نسبت ثابت پایین‌تر، حد سود با یک نسبت ثابت بالاتر. هر سه عدد همان لحظه به صورت دقیق به دست می آید. سفارش به صورت پندینگ ثبت می‌شود. اگر قیمت به نقطه ورود آن نرسید، معامله‌ای باز نخواهد شد.

  4. 4

    وتوی اول، تداخل فضایی. دور دو میانگین کندتر، نواحی ممنوعه ای تعریف شده. اگر سفارش داخل این نواحی بیفتد، همان‌جا لغو می‌شود. فرقی نمی‌کند بقیهٔ شرایط چقدر کامل باشد.

  5. 5

    وتوی دوم، نقض. اگر قبل از فعال شدن سفارش، قیمت دوباره به آن طرف مرکز ثقل برگردد و کندل ببندد، سفارش باطل است. سیستم صبر می‌کند تا قدم اول از نو اتفاق بیفتد.

همین. در هیچ‌کدام از این پنج قدم کلمه‌ای مثل “ساختار بازار”، “ناحیهٔ قوی” یا “اگر مومنتوم اجازه بدهد” وجود ندارد. هر قدم یا اتفاق افتاده یا نیفتاده، و دو نفر که قوانین را دارند نمی‌توانند دربارهٔ آن اختلاف داشته باشند. برای همین است که من نوشتم این سیستم قابل آموزش است و دیگران نمی‌توانند چنین ادعایی بکنند.

همین پنج قدم را در ویدیو ببینید

بدون هیچ عددی، ولی با همهٔ جزئیات: شارژ، تأیید، اندازه‌گیری، وتو، اجرا. و اینکه چرا ده نفر با همین قانون، ده معاملهٔ عین هم می‌گیرند.

ذهنی یا مکانیکیویدیوی کامل، ۶ دقیقه

کالبدشکافی ساب‌سیستم شماره یک، بدون هیچ عددی. ده نفر، یک چارت، ده معاملهٔ عین هم. در یوتیوب ببینید ↗

04

چه چیزی را منتشر نمی‌کنم و چرا

دورهٔ میانگین‌ها، فاصلهٔ لایه‌ها، نسبت‌های ورود و حد ضرر و حد سود، تایم‌فریم‌های فیلتر و شرط‌های زمانی. این‌ها را اینجا نمی‌نویسم و در هیچ جای این سایت هم نخواهم نوشت.

دلیلش ساده است و طفره هم نمیروم. این استراتژی، اعداد و قوانین حاصل بیست و چهار سال زندگی من است و تنها چیزی است که در کارگاه منتقل می‌شود. اگر همه‌اش اینجا باشد دیگر کارگاهی وجود ندارد و من زندگی کاری‌ام را رایگان به هیچ شخصی نمی‌دهم همانطور که شما هم باغ یا خانه ای که به زحمت به دست آورده اید رایگان در اختیار هیچ کسی نمیگذارید، همان‌طور که هیچ پزشکی نسخهٔ درمانی اش را روی دیوار مطب نمی‌چسباند.

اما شما برای قضاوت دربارهٔ من به آن قوانین به صورت رایگان نیاز ندارید. به دو چیز نیاز دارید که هر دو علنی است: استیتمنت زنده‌ای که بیش از چهار سال و بیش از سیصد و پنجاه معامله را نشان می‌دهد، و کانالی که در ادامه توضیح می‌دهم و در آن هر معامله قبل از اینکه اتفاق بیفتد اعلام می‌شود. اعداد را من دارم. نتیجهٔ اعداد را همه می‌بینند.

05

چرا دانشجو همان معامله را می‌بیند

وقتی سیستمی صددرصد مکانیکی باشد، یک نتیجهٔ طبیعی دارد: دانشجویی که قوانین را گرفته، همان معامله‌ای را روی چارت خودش می‌بیند که من می‌بینم. نه شبیه آن، همان. با همان نقطهٔ ورود، همان حد ضرر، همان حد سود. چون هیچ‌کدام از این‌ها به سلیقه بستگی ندارد.

برای اینکه این حرف ادعا نماند، بعد از کارگاه هر دانشجو وارد “کانال تطبیق معاملات” می‌شود. این کانال فروخته نمی‌شود، عمومی نیست و اسمش سیگنال نیست. کارش این است که معامله‌های من و دانشجو را روی هم بگذارد. قوانین کانال این‌هاست و استثنا ندارد:

  1. 1

    هر معامله به صورت سفارش پندینگ، قبل از فعال شدن، با نقطهٔ ورود و حد ضرر و حد سود در کانال ثبت می‌شود. ساعت پیام را تلگرام می‌زند، نه من.

  2. 2

    نتیجهٔ هر معامله فقط یکی از دو چیز است: حد سود یا حد ضرر. بستن زودتر، بستن بخشی از حجم، جابه‌جا کردن حد ضرر، هیچ‌کدام وجود ندارد.

  3. 3

    هیچ معامله‌ای برچسب “کم‌ریسک” یا “پرریسک” نمی‌گیرد و هیچ “تارگت یک و تارگت دو” در کار نیست. یک ورود، یک حد ضرر، یک حد سود.

  4. 4

    هر معامله‌ای که در کانال ثبت می‌شود، همان است که در استیتمنت Myfxbook ثبت می‌شود. هیچ معامله‌ای در کانال نیست که در استیتمنت نباشد، و معامله‌ای در استیتمنت نیست که در کانال نبوده باشد.

  5. 5

    دانشجو دقیقاً همین معامله‌ها را می‌گیرد. چیزی به نام “من سود کردم و دانشجوها ضرر کردند” در این ساختار ممکن نیست، چون من و دانشجو یک معامله را می‌گیریم.

این قول هر روز سنجیده می‌شود، نه یک بار. هر معامله‌ای که در کانال ثبت می‌شود، یک آزمون است. در همین صفحه نمونهٔ این تطبیق را می‌گذارم: پیام کانال با تاریخ و ساعتش، کنار همان معامله در استیتمنت، تا ببینید منظورم از “یک به یک” دقیقاً چیست.

نمونهٔ تطبیق

این صفحه در ۱۷ مهر ۱۴۰۵ منتشر شد. اولین معامله‌ای که بعد از این تاریخ در کانال تطبیق معاملات ثبت شود، همین‌جا قرار می‌گیرد: تصویر پیام کانال با تاریخ و ساعت تلگرام، کنار ردیف همان معامله در استیتمنت Myfxbook.

06

عدد ۶۳ درصد

در بیش از سیصد و پنجاه معامله، تقریباً ۶۳ از هر ۱۰۰ معامله به حد سود رسیده و ۳۷ تا به حد ضرر. نسبت ریسک به ریوارد در همهٔ معامله‌ها ثابت و نزدیک به یک به ۰.۸ یا ۰.۹ است. این یعنی سیستم روی “بردهای بزرگ و کم” بنا نشده، روی بردهای مکرر با باخت‌های هم‌اندازه بنا شده که از قبل معلوم‌اند.

این عدد ادعای من نیست، خروجی استیتمنت است. و مهم‌تر از خودِ عدد این است: آن ۳۷ باخت هم طبق قانون بوده‌اند. در این سیستم باخت یعنی قیمت به حد ضرری رسیده که از قبل نوشته شده بود، نه یعنی “اشتباه کردم”. سیستمی که نتواند طبق قاعده ببازد، سیستم نیست.

07

“بقیه استراتژی آموزش می‌دهند، تو هیچی نمی‌گویی”

این را زیاد می‌شنوم. جوابش را یک بار اینجا می‌نویسم.

درست است که بقیه رایگان آموزش می‌دهند یا پکیجهای ارزان میفروشند ولی چرا رایگان؟ چون درآمدشان از آموزش نیست. درآمدشان از لینک بروکر، از پراپ، از پکیج بعدی و از دورهٔ پیشرفته‌ای است که بعد از دورهٔ رایگان می‌آید. آموزش رایگان آن‌ها ویترین است، نه کالا. و چیزی که در آن ویترین است، اصلا قابل انتقال نیست. در مقالهٔ توهم الگوهای ابری نشان داده‌ام چرا سبک‌هایی که روی تشخیص چشمی بنا شده‌اند، از یک نفر به نفر دیگر منتقل نمی‌شوند، هر چقدر هم مدرس صادق باشد.

من چیزی را آموزش می‌دهم که منتقل می‌شود، و مدرکش این است که دانشجو همان معامله را می‌بیند و کانال تطبیق معاملات این را هر روز نشان می‌دهد. چیزی که عینا منتقل می‌شود و چهار سال استیتمنت پشتش است، قیمت دارد. چیزی که منتقل نمی‌شود و ذهنی هست باید ارزان یا رایگان باشد تا کسی سؤال نپرسد.

پس وقتی می‌گویند “او هیچی نمی‌گوید”، درست می‌گویند. من اعداد سیستم را نمی‌گویم. ولی تنها کسی هم هستم که استیتمنت را گذاشته وسط. آن‌ها همه‌چیز را می‌گویند و دائما در حال موعظه اما نتیجه ای وجود ندارد.

08

رایگان نیست، و برای همه نیست

مسیر این است:

  1. 1

    مشاورهٔ رایگان

    اول مشاورهٔ رایگان. در یک جلسه با هم حرف می‌زنیم. ما می‌فهمیم شما کجای راه هستید، شما می‌فهمید این سیستم چیست و چه چیزی از شما می‌خواهد. بسیاری از آدم‌ها همین‌جا متوجه می‌شوند که این مسیر برایشان نیست، و این نتیجهٔ خوبی است، هم برای آن‌ها هم برای من.

  2. 2

    تعهد

    بعد تعهد. کسی که وارد کارگاه می‌شود، پیش از آن تعهد می‌دهد که قوانین سیستم را حفظ کند و به دیگری منتقل نکند. این شرط قابل مذاکره نیست.

  3. 3

    کارگاه

    بعد کارگاه. کارگاه رایگان نیست. قیمتش را اینجا نمی‌نویسم چون این سایت چیزی نمی‌فروشد. هر کس تا مشاوره آمده باشد، آن را می‌داند.

  4. 4

    کانال تطبیق معاملات

    بعد کانال تطبیق معاملات، مادام‌العمر، بدون هزینهٔ اضافه. از آنجا به بعد شما و من یک چارت را نگاه می‌کنیم و یک معامله را می‌گیریم.

اگر دنبال روشی هستید که با آن به اصطلاح “معامله‌گر” شوید و خودتان تشخیص بدهید، این صفحه برای شما نبود. اگر دنبال سیستمی هستید که چهار سال کارنامهٔ زنده دارد و بدون تشخیص اجرا می‌شود، از مشاورهٔ رایگان شروع کنید.