این روزها اگر شبکههای اجتماعی و فضای تریدینگ را باز کنید، با پدیدهٔ عجیبی مواجه میشوید: صفحاتی با دهها هزار دنبالکننده که مدیران آنها شبانهروز در حال موعظه دربارهٔ “روانشناسی معاملهگری”، “قدرت ذهن”، “کنترل طمع و ترس” و “مدیتیشن قبل از باز شدن چارت” هستند.
اینفلوئنسرهایی که حتی یک روز در عمرشان نتوانستهاند یک کارنامهٔ معاملاتی زنده و مستقل با سود پایدار نشان دهند، ناگهان تبدیل به فیلسوف اخلاق، مرشد معنوی و روانشناس بالینی شدهاند! اما پشت این موج همهگیر چه رازی نهفته است؟ آیا واقعاً اشکال کار معاملهگران در “روان” آنهاست یا ما با یکی از زیرکانهترین حقههای تاریخ بازارهای مالی روبهرو هستیم؟
!حقیقت تلخ و تکاندهنده این است: روانشناسی معاملهگری در اغلبِ قریب به اتفاقِ موارد، صرفاً سنگر دفاعیِ یک مدرس شکستخورده است تا پشت آن پنهان شود و تقصیر روش معیوبش را به گردن شما بیندازد.