رقیب؟ چرا رقابت؟
رقابت مال جا یا مکانی است که مشتری محدود باشد: دو نانوایی سر یک کوچه، دو آژانس یا رستوران در یک محله. بازار مالی اینطور نیست. من روی داوجونز معامله میکنم. حجم روزانهٔ این بازار آنقدر بزرگ است که اگر ده هزار نفر هم با سیستم من وارد شوند، بازار متوجه نمیشود. سود من از جیب هیچ معاملهگر ایرانی دیگری درنمیآید و سود او هم از جیب من. پس “رقیب” از اساس راجع به این موضوع کلمهٔ غلطی است.
مهمتر از این: دو روشِ سودده نهتنها رقیب نیستند، بلکه مکملِ یکدیگر هستند. اگر روش کسی روی مثلاً طلا در تایم نیویورک واقعاً سود میساخت و روش من روی داوجونز در تایم یکساعته، منطقیترین کار برای هر دوی ما این بود که نیمی از سرمایه را با روش آن شخص و نیمی را با روش من کار کنیم. سود بیشتر میشد و ریسکِ افت حساب کمتر. صندوقهای بزرگ دنیا دقیقاً به همین دلیل دهها استراتژی را کنار هم میگذارند. در این صورت من اولین نفری بودم که پیشنهاد میدادم: تو با روش من، من با روش تو.